أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
72
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
مقدور او را نهايتى نيست و داناست بحسب مصالح دهد آن را كه دهد اهل اشارت گفتند : لا تعاشروا الّا من يوافقكم فانّ من لا يوافقكم لا يرافقكم ، مخالطت به آن كنيد كه بر طريق شما باشد كه اگر بر طريق شما نباشد رفيق شما نباشد و خداى تعالى برحمت خود خاصّ گرداند آن را كه خواهد گفتهاند : مراد برحمت نبوّت است ابن جريج گفت : مراد برحمت قرآنست و اسلام و خداى خداوند فضلى عظيم و بزرگوار است و فضل زيادت احسان باشد . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 75 تا 76 ] وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ( 75 ) بَلى مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ( 76 ) بيشتر مفسّران برآنند كه اين آيت در جملهء جهودان آمد و خداى تعالى باز نمود كه دريشان امانت و خيانت هست . قنطار پوست گاو باشد و اين عبارتست از مال بسيار و دينار عبارتست از مال اندك حقّ تعالى ميگويد كه : از اهل كتاب كسى هست كه اگر او را امين دارى بر قنطارى زر بامانت پيش او بنهى با تو دهد و كسى هست كه اگر او را امين دارى بر دينارى با تو ندهد درين آيت خداى تعالى تحذير مىكند مسلمانان را از آنكه بر اهل كتاب اعتماد كنند يعنى بريشان اعتماد مكنيد و غرّه مشويد كه ايشان مال مسلمانان حلال ميدارند و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميگويد : أ تحذرون عن ذكر الفاجر اذكروه بما فيه كى يحذره النّاس گفت : پرهيز ميكنيد از آنكه ذكر فاسق كنيد ذكر او كنيد بدانچه درو هست تا مردمان ازو حذر كنند بعضى گفتند : امانت را راجعست با آنان كه ايمان آوردند از اهل كتاب چون عبد الله سلام و غير او و خيانت با آنان كه اصرار كردند چون فنحاص عازورا مردى هزار و دويست اوقيه بنزديك عبد الله سلام بنهاد بوقت مطالبه با او سپرد و مردى از قريش دينارى بنزديك فنحاص بنهاد در آن خيانت كرد و با او نداد و گفتهاند كه : اهل امانت ترساياناند و اهل خيانت جهوداناند كه ايشان اداى امانت نكنند الّا كه تو مدام بر سر او باستاده باشى و مطالبه ميكنى . ابو برروق گفت : چندانى معترف باشد كه تو استاده باشى در وقت نهادن چون به روى و روزگارى بر